طبقه‌بندی به‌عنوانِ ابزاری برای جلوگیری از آشفتگی مدیر

دانش-مدیریت

در یک دسته‌بندیِ کلی، علوم به دو دستۀ علوم انسانی و علوم تجربی تقسیم می‌شوند. اساس دانش مدیریت ، بر پایۀ طبقه‌بندی استوار است. از گذشته‌های دور تا الان، مرزهای دانش بر همین اساس گسترش یافته و با یافته‌های جدیدِ دانشمندان (که براساس مشاهده، تفسیر و آزمایش بوده است) در طول زمان، تغییر و تحول یافته است؛ به‌گونه‌ای که با دسته‌بندیِ جدید، بسیاری از علوم به علومِ جزئی‌تر و تخصصی‌تر تقسیم و دسته‌های جدیدی از علوم ایجاد شده است. امروزه، به‌مانندِ قدیم نمی‌توان کسی را یافت که بتواند در تمامی حوزه‌های دانش، تخصص و آگاهیِ کامل داشته باشد. در برخی حوزه‌های علوم، دانشِ ‌تخصصی به‌گونه‌ای ایجاد شده است که در آن حوزه، دو متخصص با زمینۀ دانش مشابه در یک موضوع اتفاقِ‌نظر نخواهند داشت و هریک، فقط در حوزۀ تخصصی خودش کار می‌کند.

دانش مدیریت نیز از این قاعده مستثنی نبوده و دسته‌بندی‌های متنوعی در آن ایجاد شده است؛ مثل مدیریت منابع انسانی، مدیریت بازرگانی، مدیریت راهبردی ، مدیریت اجرایی، مدیریت مالی، مدیریت فروش، مدیریت تولید، مدیریت تحول و… . این در حالی است که در هریک از حوزه‌های فوق، زیرمجموعه‌های متنوعی نیز وجود دارد.

برای مدیریت یک شرکت یا سازمان، طبقه‌بندی اهمیت فراوانی دارد. چنانچه فرض کنیم یک مدیر نتواند برای کارهایش، طبقه‌بندی و سازماندهیِ مناسبی قائل شود، سازمان همانند یک کتابخانۀ بی‌نظم و آشفته خواهد بود که هیچ کتابی در جای خودش قرار نداشته، اوراق هر کتابِ آن از هم جدا شده و به‌صورت تصادفی لابه‌لای کتاب‌های دیگر قرار گرفته است. مطمئناً از این کتابخانۀ عظیم دانش، هیچ بهره‌ای نمی‌توان برد. حتی ممکن است، مطالعۀ کتاب‌های این مجموعه گمراه‌کننده باشد؛ بنابراین، مدیرِ توانمند و موفق کسی است که بتواند طبقه‌بندی درستی از حوزۀ کاری خودش ارائه داده و براساس آن، سازماندهی مناسبی برای کارش انجام دهد. برای این منظور، مدیران باید بتوانند سراغ دانش مدیریت بروند و برای رفع نیازهایشان از آن استفاده کنند.

مقاله پیشنهادی : بیزینس کوچینگ چیست؟ 

 

 

آموزش و یادگیری دانش مدیریت

یکی از راه‌های بهره‌گیری از دانش مدیریت ، آموزش و یادگیری است که خودش موانعی دارد. وسعت این علوم بسیار زیاد است و کسب دانش و تجربه در همۀ ساحت‌های این دانش، زمان زیادی می‌برد. ازسوی دیگر، دانش مدیریت جزو دانش‌های حوزۀ علوم انسانی است و همانند حوزۀ علوم تجربی نیست. در حوزۀ علوم تجربی (مثل فیزیک) با یک‌سری گزاره‌های قطعی و سنجش‌پذیر و آزمودنی مواجه هستیم. وقتی می‌گوییم: «آب در ساحل دریا در دمای ۱۰۰ درجۀ سانتیگراد به جوش می‌‌آید»، همۀ دانشمندان با انجام آزمایش، نتیجۀ فوق را تأیید می‌کنند؛ اما در حوزۀ علوم انسانی، هیچ اتفاقِ‌نظری وجود ندارد و هر بار، دستاورد جدیدی نیز به آن اضافه می‌شود.

هرچه هست، بر اثر کلیشه‌سازی از مسیر موفقیتِ اکثرِ شرکت‌های آمریکایی به دست آمده است که شاید در همه‌جای دنیا قابل پیاده‌سازی نباشد؛ اما چه باید کرد؟

به‌قول آقای «جی لئونارد» (که از نظریه‌پردازان مطرح علم مدیریت است)، هر فرد می‌تواند (با کمک مربی) آیندۀ مطلوبش را همین امروز طراحی کند. مربیِ کسب‌وکار می‌تواند مدیر را برای یافتن و طراحیِ مسیر اقتصادی و بهینه‌سازی‌شدۀ سازمان در زمانی بسیار کوتاه همراهی کند؛ به‌گونه‌ای که از ذهن او، دانش طبقه‌بندی شده‌ای را استخراج کند. چون مربی به دانش مدیریت اشراف دارد، به‌راحتی می‌‌تواند این کار را انجام دهد. این مسیر، حاصل طراحی و مطالعه است؛ مطالعه‌ای که مربیِ کسب‌وکار براساس اطلاعاتِ مدیر سازمان کسب و دسته‌بندی کرده است. درنهایت براساس آن، مسیری منحصربه‌فرد برای رشد سازمان ایجاد می‌شود. برای فهمِ بهترِ این مسئله یک مثال می‌زنم.

یکی از مراجعان من که دانشجوی دکترای مدیریت و صاحب یک جواهرفروشیِ تجملی در یکی از مناطق خوب شهری بود، از نبود رونق سابق در کسب‌وکارش شکایت می‌کرد.

همان‌گونه که در ابتدا گفتم، علم چیزی به‌جز دسته‌بندیِ دانسته‌های ما نیست. مربی کسب‌وکار می‌تواند از دانش مدیریت و تجارب شما استفاده و مسیر ویژه‌ای را برای طراحی آرمانی کسب‌وکارتان ترسیم کند.

موفق و پایدار باشید.

 

نویسنده: مهدی فرهادی‌نیا

نویسندۀ همکار: مهندس مهدیان

ویراستار: مرتضی نامور

صاحب امتیاز: مدیربان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *