مربیگری کسب‌ و کار آینه‌ ای ورای نقاط کورِ کسب‌ و کارِ شما

کوچینگ کسب و کار

رفع موانع شناختی با کوچینگ کسب ‌و کار

مربیگری کمک می‌کند تا شخص، بهترین نقش خودش را یافته و آن را در زندگی خویش پیاده کند. مربیگری کسب‌وکار به مدیر سازمان کمک می‌کند تا بهترین نقش خودش را در سازمانش یافته و آن را طراحی و اجرا کند و به خودِ سازمان کمک می‌کند تا بتواند نقش خودش را در صنعت یافته و آن را طراحی و اجرا کند. هر فرد یا سازمانی برای رسیدن به وضعیت ایدئال خودش نیازمندِ برداشتن موانعِ پیدا و پنهانِ سر راه خویش است. یک دسته از موانع که به موانعِ پیدا و آشکار و قابل‌اندازه‌گیری معروف هستند، در فرایندهای مربیگرایانه، به‌راحتی شناسایی می‌شوند و برای حل آن‌ها گام‌به‌گام اقدام می‌شود و اغلبِ افراد برای حل این مشکلات به سراغ مربیگری کسب‌وکار می‌روند؛ مانند مهارت‌های فردی و مدیریتی.

به‌عنوان‌مثال: فردی که در زمینۀ مدیریت زمان مشکل دارد و نتوانسته است آموزش‌ های زیادی را که دیده است، در عمل پیاده کند، با همراهی و کمک‌های مربی کسب‌وکار می‌تواند این موانع را از سر راه بردارد. بسیاری از مؤلفه‌های مدیریتی؛ مثل بهره‌وری، کارایی و اثربخشی را می‌توان اندازه‌گیری کرد و سنجید. «بهره‌وری مساوی است با کارایی ضرب در اثربخشی.»

طبق آمارهای موجود درزمینۀ بهره‌وری، بهترین مدیران دنیا حدود شش ساعت در روز بهره‌وری دارند و این، به‌راحتی سنجش‌پذیر است. بهره‌وریِ مدیرانِ ما، احتمالاً اگر درست اندازه‌گیری شود، عدد بسیار کمی را نشان می‌دهد؛ اما دسته‌ای از موانع در نقاط کور ما هستند و ما هیچ‌گاه به آن‌ها دسترسی نخواهیم داشت؛ چون، حتی از وجود آن‌ها بی‌اطلاع هستیم. به‌دلیل ماهیتِ سنجش‌ناپذیری که این موانع دارند، به‌سختی می‌توانیم به بود یا نبودشان پی ببریم. این موانع، عمدتاً از جنس انتزاعی هستند؛ مانند: خودباوری، خودآگاهی، ریسک‌پذیری و اعتمادبه‌نفسِ روحی و اقتدار. به‌عنوان‌مثال: ممکن است ما باور نداشته باشیم که می‌توانیم فرد موفقی باشیم و در تصورات خودمان زندگی پس از موفقیت‌مان را تصور نکرده باشیم، با آن نفس نکشیده و با آن زندگی نکرده باشیم و آدم‌هایی را که پس از موفقیت ما با آن‌ها مشی کرده و تعامل خواهیم کرد، نیافته و با آن‌ها تعامل نکرده باشیم. به همین دلیل، نتوانستیم به خودباوری برسیم. یک مربیگری حرفه‌ای می‌تواند به ما کمک کند تا به این موانع پیدا و پنهانِ سنجش‌ناپذیر که در نقطۀ کور ما قرار گرفته‌اند، آگاه شده و در ادامه بتوانیم آن‌ها را از سر راهمان برداریم.



مفهوم نقطه کور کسب و کار چیست؟

 ما به کسب‌وکارمان یک سری آگاهی‌هایی داریم که چهار گونه هستند:

 بخش اول: آنچه هست که می‌دانیم و می‌دانیم که می‌دانیم

بخش دوم: آن چه هست که نمی‌دانیم و می‌دانیم که نمی‌دانیم.

بخش سوم: آنچه را که می‌دانیم؛ ولی نمی‌دانیم که می‌دانیم.

این سه بخش، مرزهای دانش ما را دربارۀ کسب‌وکارمان تعیین می‌کند؛ اما بخش چهارمی هم وجود دارد که در حالت عادی هیچ‌گاه به آن دست پیدا نخواهیم کرد و آن بخش، این است: نمی‌دانیم و نمی‌دانیم که نمی‌دانیم.

 به قول شاعر:

آن کس که بداند و بداند که بداند                                     اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند                                     آگاه نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند                                     لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند                                     در جهل مرکب ابدّالدهر بماند

(ابن‌یمین)

همان‌طور که گفتیم، مربیگری حرفه‌ای می‌تواند با آگاهی‌بخشی دربارۀ آنچه می‌دانیم و به آن آگاهی نداریم و آنچه نمی‌دانیم و نمی‌دانیم که نمی‌دانیم، ما را از نقاط کور خودمان آگاه ساخته و برای رفع موانع به ما یاری رساند. یک مربی کسب‌وکار با آگاهی‌هایی نسبی که از صنعت شما دارد، در کنار دانش مدیریت، می‌تواند با طرح سؤالاتِ پیوسته و هدفمند و چالشی توجه شما را به این نقاط کور جلب کند. در این جلسات، شما ناگهان به نکاتی پی می‌برید که حتی فکرش را هم نکرده‌اید. شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که آیا لازم است یک روش کسب‌وکار همانند یک مِنتور (مربی راهبر) اشراف کاملی به کسب‌وکار شما داشته باشد؟ پاسخ این سؤال این است که خیر. مربی راهبر کسی است که سال‌های متمادی و طولانی از صفر تا صدِ یک صنعت را طی کرده است و با راهنمایی‌های فنی و مدیریتی، مسیر رسیدن به هدف را برای شما کوتاه‌تر می‌کند؛ اما کوچ کسب‌وکار، ضمن اشراف کامل به دانش مدیریت، درزمینۀ یک یا چند صنعت اطلاع نسبی دارد و می‌تواند بااستفاده‌از این دانش، شما را در کسب‌وکار خودتان به چالش بکشاند؛ به‌گونه‌ای که بتوانید به نقاط کورِ کسب‌وکارتان پی ببرید.

همین امروز صبح میزبان یکی از مشتریانم بودم. او تمامی کارهایی را که برای موفقیت

خودش و سازمانش لازم بود، انجام داده بود؛ ولی انگار یک جای کار می‌لنگید. در حین صحبت با او و پرسیدن سؤال‌های هدفمند، ناگهان حس کردم که او کارهایش را با ایمان و باور کافی انجام نداده است. برای همین، یک سؤال متفاوت پرسیدم. از او پرسیدم: «آیا متن سخنرانی تقدیر از شرکت خود را به عنوان برترین شرکت صنعت خودت نوشته‌ا‌ی؟» این سؤال برای او غیرمنتظره بود و پرسید: «چطور؟» ادامه دادم: «آیا تابه‌حال تصور کرده‌ای که آن روز چه لباسی خواهی پوشید و برای حضور در مراسم چگونه سخن خواهی گفت؟ آیا برای روزهای پس از موفقیت، آماده هستی؟»

 بعد از این سؤالات، به فکر فرو رفت و پس از مدتی سکوت گفت: «خیر. هیچ‌کدام از این کارها را نکرده‌ام.» با سؤالات چالشی به این نتیجه رسیدیم که ایشان در باورهای ذهنی‌اش دچار مشکل است و خودباوریِ کافی برای موفقیت را ندارد.

همان‌طور که در ابتدا اشاره کردم، مربیگری کسب‌ و کار می‌تواند با قرار دادنِ آینه‌هایی از جنس سؤال، شما را ورای نقاط کورتان و صنعت‌تان ببرد و با ایجاد بینش‌های جدید، شما را برای امکان تحول و موفقیت آماده کند. پایدار باشید.

 

نویسنده: مهدی فرهادی‌نیا

نویسندۀ همکار: مهندس مهدیان

ویراستار: مرتضی نامور

صاحب امتیاز : مدیربان

تاریخ تنظیم مقاله: بهمن ۱۳۹۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *