چگونه دوباره از صفر شروع کنم؟

چگونه از صفر شروع کنیم؟

این مقاله در تاریخ ۳شهریور۹۹ به‌روزرسانی شد.

در این مقاله قصد داریم به این بپردازیم که بعد از شکست و ناکامی در زندگی چگونه از صفر شروع کنم؟

خیلی از اطرافیان ما پیچ‌و‌خم‌های زیادی را در زندگی‌شان گذرانده‌اند. شاید شما جزو این دسته از افراد باشید.

کسانی که شکست‌ها و مسائل سختی را در زندگی گذرانده‌اند: احساس تنهایی و بی اعتماد به نفسی می‌کنند، خیلی وقت هست که پیشرفت و رشد خاصی نداشته‌اند، باور دارند کسی آن‌ها را درک‌ نمی‌کند و کلاً به وضعیت اطرافشان و آینده امیدی ندارند و‌ می‌ترسند.

شروع دوباره بعد از شکست

ممکن است شما هم جزو دسته‌ای از افراد باشید که مشکلات و مسائل مختلفی شما را احاطه کرده و همین امر باعث شده است در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و ارتباطات‌تان مردد باشید و ضعیف عمل کنید و تسلیم موقعیت‌ها و محیط شوید، فرصت‌های زیادی را از دست داده‌اید و در شخصیت و زندگی‌تان احساس تزلزل و بی‌ثباتی‌ می‌کنید.

به افرادی که می‌خواهند شروع دوباره داشته باشند چه پیشنهادی می‌کنید؟

این دسته از افراد معمولاً از شرایط فعلی‌شان خسته شده‌اند و عزمی جدی برای شروعی مجدد و قاطع دارند. شاید بگویید این افراد شروع‌های زیادی داشته‌اند و به نتیجه نرسیدند. با این افراد چه کنیم؟

برای ساخت آینده باید گذشته را تحلیل کرد

حرف ما دقیقاً همین جاست که هرکسی شروع بهتری داشته است، مطمئناً می‌تواند موفق‌تر، قوی‌تر و جدی‌تر مسیر رشدش را آغاز کند.

کسی که به گذشته‌اش وصل نباشد،‌ نمی‌تواند برای آینده‌ش برنامۀ کامل و جامعی بریزد؛ زیرا الانِ هر فردی حاصل گذشته‌اش است و راه تغییر در آینده‌اش تغییر در وضعیت کنونی‌ اوست. لازمۀ فهمِ این تغییر و اصلاح، بررسی و تحلیل گذشته است.

بنابراین آدمی سر سفرۀ گذشته‌اش می‌نشیند. حالِ ما آینده‌مان را‌ می‌سازد؛ همان طور که گذشتۀ ما اکنون‌مان را ساخته است. اگر می‌خواهید ببینید چه آینده‌ای دارید، ببینید وضعیت اکنون شما چگونه است و اگر می‌خواهید الانتان را تغییر دهید، ببینید چه گذشته‌ای این حال را ساخته و به چه اصلاح‌ها و بهبودهایی نیاز دارد

اولین و مهم‌ترین قدم برای شروع دوباره، داشتنِ هدف و برنامه است؛ به این معنی که شما باید برای تغییر و شروع مجدد هدف گذاری کنید؛ آن‌هم به صورت حرفه ای.

یکی از مهم‌ترین شرایط لازم برای شروع از صفر، نارضایتی از شرایط موجود و داشتنِ عزمی جدی است. حرکت، زمانی شکل‌ می‌گیرد که شما فاصله‌ای بین وضعیت موجود و مطلوب خودتان از درون احساس کنید و به این برسید جایی نیستید که باید باشید.

روایت ما همچون کسی است که ساختمانی را در زمینی نیمه‌کاره و با کلی اشتباه ساخته است و حالا می‌خواهد آن بنا را بکوبد و دوباره از صفر ساختمانی جدید با زیرساختی محکم و نمایی زیبا بسازد؛ ساختمانی که هم برای خودش و هم برای دیگران و آیندگان فایده‌ای داشته باشد.

سؤال اصلی اینجاست که ما در سرزمین عمرمان چه‌چیزی کاشته و چه بنایی ساخته‌ایم؟ این ساختمان چه قوت‌ها و ضعف‌هایی دارد؟ کاستی‌ها و کمبودهایش کجاست؟ اگر چه کارهایی‌ می‌کردیم یا‌ نمی‌کردیم، الان ساختمان بهتری‌ می‌داشتیم؟

چطور از صفر شروع کنیم؟

برای اینکه دوباره از صفر شروع کنیم باید مراحل زیر را طی کنیم:

۱٫ تهیۀ فهرستی از موفقیت‌ها و شکست‌ها

اولین قدم برای اینکه دوباره از صفر شروع کنید این است که فهرستی از موفقیت ها و شکست هایتان تهیه کنید

اولین قدم برای اینکه دوباره از صفر شروع کنید، این است که فهرست زیر را تهیه کنید: 

  1. تمام کارها و اقدامات و ارتباطات و پروژه‌هایی را که در گذشته در زمینه‌های مختلف داشته‌اید و انجام داده‌اید؛
  2. موفقیت‌ها و شکست‌هایتان را فهرست کنید؛
  3. موفقیت‌ها و شکست‌هایتان را در حوزه‌های مختلف دسته‌بندی کنید؛ ازجمله خانواده، تحصیل، یادگیری، شغلی، اقتصادی و… .

۲٫ تحلیل موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته

قدم دوم این است: بعد از فهرست‌کردنِ ‌موفقیت‌ها و شکست‌ها هرکدام از آن‌ها را تحلیل کنید؛ یعنی بررسی کنید چه عواملی باعث شد در فلان‌موضوع، موفق شوید؟ این عوامل می‌تواند از جنس رفتار، عادت، ویژگی، محیط، همراه و… باشد.

دومین قدم برای شروع دوباره تحلیل موفقیت ها و شکست های گذشته است

برای هرکدام از شکست‌ها و موفقیت‌هایتان این مدلِ تحلیل را انجام دهید.

بنابراین در حال حاضر شما دو فهرست دارید:

  1. یک فهرست کامل از موفقیت‌ها و شکست‌هایتان؛
  2. عوامل مؤثر در موفقیت‌ها و شکست‌هایتان.

۳٫ جداسازی دلایلِ تکراری

آخرین مرحله از مراحل لازم برای شروع دوباره جداسازی دلایل تکراری است که در مرحلۀ تحلیل موفقیت‌ها و شکست‌هایتان به آن‌ها رسیدید؛ مثلاً من ۵ بار شکست خوردم و یکی از دلایل تکراری در شکست‌هایم تعلل در انجامِ کارها بوده است.

این دلایل تکراری در تحلیل موفقیت‌ها و شکست‌ها خیلی ارزشمند هستند؛ زیرا دقیقاً مواردی هستند که می‌توانند شما را در آینده خیلی سریع و کامل به تمام اهدافتان برسانند؛ به‌شرط داشتنِ پایداری و پیگیری و استمرار و برنامه ریزی در مسیر اهدافتان.

کارآفرینان موفق ایرانی که از صفر شروع کردند

احد عظیم‌زاده، بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکنندۀ فرش دست‌باف کشور

عظیم‌زاده در روستای اسفنجان متولد  شده است. در همان دوران کودکی با ازدست‌دادن پدر یتیم شد. در سال‌های بعد از همان کودکی شروع به کار کردن کرد. پنج سال تلاش مستمر او در ابتدای کار او را به امنیت رساند؛ اما ازآنجایی‌که او ریسک‌پذیر بود، ایدۀ تولید فرش را اجرایی کرد و به صادرات فرش به آلمان، سوئیس، اتریش و دیگر کشورها پرداخت.

احد عظیم نژاد، کارآفرین موفق در حوزه فرش

او که از بچگی یتیم شده بود، تابه‌حال دو بار به‌عنوان خَیِر نمونۀ کشور انتخاب شده‌ و همچنین به سرمایه‌گذاری در ساخت هتل پرداخته است. عظیم‌زاده تلاش مستمر و امید به خداوند و ریسک‌پذیری را اصول رسیدنش  به موفقیت می‌داند.

 

محمدصدر هاشمی‌نژاد، بانکدار و صاحب ۶۰ شرکت یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران و راه‌ساز و سدساز کشور

محمدصدر هاشمی‌نژاد متولد یکی از روستاهای کرمان است. او بعد از تحصیل در دانشکدۀ فنی تبریز به‌عنوان کارآموز در شرکتی مشغول شد؛ تا زمانی که یکی از دوستانش با او تماس گرفت. آن‌ها پروژه پل‌سازی را ‌در زنجان باهم شروع کردند؛ هاشمی‌نژاد از آنجا کار پیمانکاری را شروع کرد. آن شرکت در حال حاضر یکی از شرکت‌های بین‌المللی نیز شده است.

محمدصدر هاشمی‌نژاد، کارآفرین موفق در حوزه راه سازی و سدسازی

او که مسیر پرفرازونشیب و سختی را طی کرده و شکست‌های زیادی را تجربه کرده بود، بعد از مدت‌ها کم‌کم پیمانکار بخش اتوبان‌سازی شد و به انجام پروژه‌های مختلف پرداخت و در یکی از پروژه‌ها به‌عنوان اولین پیمانکار خارجی جمهوری اسلامی برگزیده شد.

سپس به تأسیس هلدینگی متشکل از ۶۰ شرکت پرداخت. او به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به کارآفرینی پرداخته است. هاشمی‌نژاد راز موفقیت خودش را پشتکار و پشتکار و پشتکار می‌داند.

ضرورت هدف گذاری برای شروع دوباره چیست؟

من شکست‌ها و بحران‌های مختلفی رو در زندگی تجربه کرده‌ام؛ اما نمی‌دونم چگونه از صفر شروع کنم؟ امیدی به زندگیِ آینده‌ام ندارم.‌ نمی‌دونم چه کنم. حوصلۀ هیچ‌چیز و هیچ‌کسی رو ندارم. حالم از خودم به هم می‌خوره و… .

این جمله‌ها برای شما آشنا نیست؟ تا حالا در چنین شرایطی قرار گرفته‌اید و چنین واگویه‌های درونی داشته‌اید؟

یکی از پیشنهاد‌هایی که معمولاً در این موقعیت‌ها به این افراد‌ داده می‌شود، هدفگذاری برای شروع دوباره است. شاید با خودتان بگویید برای شروع دوباره، هدف گذاری چه ضرورت و فایده‌ای دارد؟ من  کلی شکست خورده‌ام، کاملا ناامیدم و حوصلۀ هیچ‌ کاری را ندارم! چرا باید هدفگذاری کنم؟ هدفگذاری چه کمکی می‌تواند به من بکند؟

به نظر شما هدفگذاری برای چنین افرادی چه ضرورتی دارد؟

شما هم می‌توانید نظرتان را درباره فایدۀ هدفگذاری برای چنین افرادی‌ در پایین این مقاله بنویسید.

فواید هدف گذاری برای افراد شکست خورده و افسرده

در ادامۀ این مقاله به بعضی از  فواید هدف گذاری بعد از شکست و ناکامی در زندگی (شخصی و کسب‌وکاری) می‌پردازیم.

  1. راحت‌تر کنارآمدن با شرایط و مدیریت اوضاع

هدف گذاری باعث می‌شود افراد با شرایط بدی که دارند، راحت‌تر کنار بیایند؛ چراکه در حال حاضر هیچ نقطه امید و مثبتی در زندگی آن‌ها وجود ندارد و هدفگذاری یکی از همان نقاط مثبت و امیدبخش هست که افراد را در شرایط بد فعال‌تر و امیدوارتر به آینده می‌کند.

  1. مثبت‌نگری به شرایط

هدف گذاری باعث مثبت نگری می شود هدف گذاری باعث می شود نگاه ما به زندگی مثبت شود

دومین فایدۀ هدفگذاری برای افراد این است که باعث می‌شود نگاهشان به شرایط بد اطراف مثبت شود؛ به این معنا که نگاه منفی‌گرایانه آن‌ها تنظیم می‌شود و دیگر شخص وضعیت اطرافش را سیاه‌ نمی‌بیند؛ چراکه توجه‌ش به فرصت‌ها و توانمندی‌ها و قابلیت‌هایش متمرکز می‌شود.

  1. افزایش بازدهی

هدف گذاری به چنین افرادی کمک می‌کند تا بازدهی‌شان را از صفر به حداقل ده‌درصد برسانند؛ به‌عبارتی وقتی فردی هدف گذاری‌ می‌کند، انگیزه و نگرش مثبتِ ناشی از هدف گذاری باعث افزایش بهره‌وری و حرکت در او می‌شود. این افزایش بهره‌وری در مرحله بعد انرژی بیشتری برای حرکت به‌سمت اهداف ایجاد می‌کند.

افزایش بهره وری با هدف گذاری

  1. افزایش عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس

اگر سؤال شما هم این است که چگونه از صفر شروع کنم؟ به شما پیشنهاد می‌کنیم برای شروع دوباره هدف گذاری کنید.

یکی دیگر از فایده‌های هدفگذاری برای افراد ناامید و شکست‌خورده افزایش اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس نسبت به گذشته و اطرافیانشان است؛ هدف گذاری باعث می‌شود شخص احساس رسیدن و توانمندی و قدرت به اهدافش کند؛ هر حرکت و اقدام فرد در مسیر هدفش عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس او را افزایش‌ می‌دهد.

  1. از تاثیرپذیری تا تاثیرگذاری

افراد ناامید در شرایط بد به‌شدت تحت‌تاثیر محیط و حرف مردم‌ هستند. هدف گذاری باعث‌ می‌شود این افراد از حصار محیط و حرف مردم بیرون بیاید و درصد تاثیرپذیری‌شان نسبت به قبل خیلی کمتر‌ ‌شود؛ هرچقدر فرایند هدفگذاری استمرار پیدا کند، تاثیرپذیری فرد از اطرافیان کمتر می‌شود؛ تاجایی‌که شخص به مرحله تاثیگذاری بر محیط و دیگران‌ می‌رسد.

  1. خروج از تنبلی و حرکت به‌سمت پویایی

هدفگذاری به چنین افرادی کمک می‌کند از رکود و بیکاری و سرگشتگی و تنبلی بیرون بیایند. همین خروجِ آن‌ها به‌سمت پویایی و حرکت باعث می‌شود روحیه و نشاط آن‌ها در زندگی بیشتر شده و این روحیۀ مثبت بر تمام جنبه‌های مختلف زندگی آن‌ها تاثیر شگرفی خواهد گذاشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *