موانع خلاقیت در سازمان ها

موانع خلاقیت در سازمان

در این مقاله می‌خواهیم موانع خلاقیت در سازمان را بررسی کنیم. قبل از این بهتر است بدانید که نوآوری فقط در تولید محصول رخ نمی‌دهد. کسب‌وکارها در هر مرحله‌ای از فعالیت‌های مختلف خود، از تولید صنعتی  گرفته تا بازاریابی و خدمات و حتی  امور مالی می‌توانند نوآوری داشته باشند. اینجاست که اهمیت بررسی و تحقیق درباره موانع سازمانی خلاقیت (موانع نوآوری در سازمان) و رفع آن ها اهمیت خودش را نشان می‌دهد.

خدمت برنامه ریزی تعاملی مدیربان

آیا می‌دانستید استفاده از برنامه ریزی تعاملی باعث می‌شود سازمانی خلاق و نوآور بسازید؟ اگر مقاله برنامه ریزی استراتژیک چیست را بخوانید، بهتر می‌توانید این دو مدل برنامه ریزی را باهم مقایسه کرده و انتخاب کنید از کدام مدل استفاده کنید.

آلبرت انیشتن: «ذهن شهودی موهبتی گران‌قدر و مقدس است و ذهن منطقی خدمتکاری وفادار. ما جامعه‌ای بنا کرده‌ایم که خدمتکار را محترم می‌شمارد؛ اما موهبتِ مقدس را به فراموشی سپرده است.» چرا و چگونه با ذهن منطقی و فراموش‌کردنِ ذهن شهودی خود، نوآوری را محدود کرده‌ایم و چگونه آنچه می‌دانیم، آنچه را می‌توانیم محدود می‌کند؟

خلاقیت در سازمان
نوآوری به‌معنیِ کاربردِ ایده‌ای جدید برای رسیدن به پیشرفتی ارزشمند است.

مهم ترین موانع خلاقیت در سازمان

نوآوری (خلاقیت) به‌معنیِ کاربردِ ایده‌ای جدید برای رسیدن به پیشرفتی ارزشمند است. آنچه در آینده شرکت‌ها و سازمان‌ها را متمایز می‌کند، نوآوری و تواناییِ عرضۀ محصولات و خدمات جدید و خلاق است. این در حالی است که موانع بسیاری بر سر نوآوری در سازمان‌ها  وجود دارد.

پیشنهاد می‌کنیم مقاله کوچینگ سازمانی را حتما مطالعه کنید.

در سازمان تواناییِ خلاقیت باید هدف همۀ واحدهای سازمان باشد؛ نه فقط واحد تولید محصولات جدید یا گروه توسعۀ فناوری. تواناییِ تفکر خلاق و نوآوری در همۀ سازمان‌ها و حتی همۀ بخش‌های سازمان مورد تهدید است و نکتۀ تکان‌دهنده‌تر این است که این تهدید از بیرون نیست؛ بلکه از درون است. دو عامل درونی که مانعی خلاقیت و نوآوری در سازمان می‌باشند، گرایشات ذاتیِ زیر هستند:

  1. گرایش به تفکر گروهی یا گروه‌اندیشی؛
  2. گرایش به تفکر تخصصی یا تخصصی‌اندیشی.

در ادامه به این می‌پردازیم که چگونه این دو عامل به سازمان آسیب می‌زنند.

گرایش به تفکر گروهی یا گروه اندیشی

گروه‌اندیشی یا تفکر گروهی
گرایش به تفکر گروهی یا گروه‌اندیشی یکی از موانع خلاقیت در سازمان است.

اصطلاح گروه‌اندیشی اولین‌بار در سال ۱۹۷۲  به این معنا مطرح شد: گرایش اعضای گروه برای رسیدن به تصمیم‌های واحد. گروه‌اندیشی عادتی جاافتاده و تمایلی زیان‌آور در انسان است که او را به پذیرش تصمیمات اکثریت افرادِ گروه وامی‌دارد.

این گرایش ما را به دام «آنچه همگان می‌دانند» می‌اندازد و این، یعنی کنارگذاشتنِ ایده‌های نو و محروم‌شدنِ سازمان از پیشرفت‌های خارق‌العاده‌ای که می‌تواند از این ایده‌ها به دست آید. مشکل اصلیِ استفاده از گروه‌اندیشی در سازمان‌ها این است که از افراد مستقل، آزاداندیش و صاحبِ رأی افرادی منفعل، بی‌تفاوت و صرفاً دنباله‌رو می‌سازد. پیشنهاد می‌کنیم مقاله فاصله روانی راه غلبه بر گروه اندیشی را حتما مطالعه کنید.

شاخص‌های گروه‌اندیشی عبارت‌اند از:

  1. تحت‌فشار گذاشتنِ اقلیت و وادارکردن آن‌ها به همراهی با مجمع؛
  2. خودسانسوری؛
  3. تصور غلط از رسیدن به اتفاق آرا یا وفاق جمعی؛
  4. وجود یک پندار یا پیش‌ذهنیت جمعیِ نادرست؛
  5. توجیه منطقی تصمیم‌های گروهی؛
  6. تصورات نادرست از آسیب‌پذیری؛
  7. اعتماد و تکیه بر اطلاعات نادرست.

مقاله پیشنهادی : کوچینگ کسب و کار چیست؟

و در ادامه چند ویژگیِ مهم گروه‌اندیشی را تقدیمتان می‌کنیم:

  • مطالعۀ تعداد اندکی از گزینه‌ها؛
  • گردآوریِ اطلاعات انتخاب‌شده؛
  • تأکید بیش از حد بر تبعیت از گروه و خودداری از انتقاد؛
  • توجیه گروهی.

گرایش به تخصصی اندیشی

تحصصی اندیشی
گرایش به تخصصی اندیشی یکی دیگر از موانع خلاقیت در سازمان است.

تخصصی‌اندیشی تمایل افراد به گرفتنِ تصمیم‌های مبتنی بر تخصص خودشان، سایر متخصصان یا ذهنیت افراد صاحب‌منصب است. شرط لازم برای نوآوری موفقیت‌آمیز فرار از تخصصی‌اندیشی است. در فرهنگ لغت وبستر متخصص این گونه تعریف شده است: فردی بسیار ماهر، دارای دانش و آموخته‌های بسیار در یک یا چند حوزۀ خاص.

وقتی برای پدیده‌ای توجیه‌های مناسبِ متعددی وجود دارد، درست‌ترین راه معمولاً آسان‌ترین راه است. آسان‌ترین راه، راه‌حلی است که در مسائل و موقعیت‌های مشابه قبلی به کار رفته و موفقیت‌آمیز بوده است. تکیۀ بیش از حد بر پیش‌ذهنیت‌ها و محدودشدن به آن‌ها در کنار مزایا، معایبی هم دارد که مانع نوآوری می‌شود. به بیان دیگر، متخصصان و کسانی که خودشان را در حوزه‌ای باتجربه می‌دانند، کمتر به آموخته‌ها و اعتقادهای خود عمیقاً می‌اندیشند و آن‌ها را زیر سؤال می‌برند.

در تخصصی‌اندیشی هدف ما جلوافتادن از دیگران یا دست کم عقب‌نماندن از آن‌هاست. این نوع تفکر ناشی از تمایل بیش از حد ما برای موافقت با رئیس یا با روش‌هایی است که قبلاً مورد امتحان قرار گرفته است و به‌عنوان بهترین روش شناخته شده است.

در تخصصی‌اندیشی ما برای ازمیان‌برداشتنِ چالش‌ها و بهره‌گیری از فرصت‌ها اشیا و پدیده‌ها را دقیقا آن‌گونه می‌بینیم که قبلاً دیده شده است و گاهی بر دانسته‌های خود تکیه می‌کنیم تا از معلق‌شدنِ بی‌هدف و سرگردانی در فضا رهایی یابیم. تفاوت ظریفی بین تأکید بر دانسته‌ها و محدودشدن به آن‌ها وجود دارد و تخصصی‌اندیشان این توازن را برهم می‌زنند.

جمع‌بندی

در این مقاله درباره موانع خلاقیت در سازمان صحبت کردیم؛ ازآنجایی‌که این موانع در سازمان خودشان را نشان می‌دهند، می‌توانیم آن‌ها را موانع سازمانی خلاقیت نیز بنامیم. در این مطلب به این پرداختیم که دو تا از مهم ترین موانع نوآوری در سازمان گرایش به گروه اندیشی و تخصصی اندیشی هستند و درباره هرکدام مفصل توضیح دادیم.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

شاید علاقه‌مند باشید این مطالب را هم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.