پیمان رحیمینژاد در دیباچهای در ابتدای کتاب مربیگری برای عملکرد بهتر، به قلم سر جان ویتمور به ۱۷ اصلی اشاره میکند که اصول حرفهای در کوچینگ کسب و کار میباشند. بر این اساس مربی کارا و اثرگذار برای اینکه بتواند در نهایت عملکرد خود باشد، باید به این اصول هفدهگانه پایبند بوده و هر سال میزان تحقق آنها را برای خود بسنجد.
۱۷ اصل حرفهای بیزینس کوچینگ
- خط بین مسئولیتهای خودتان و مسئولیتهای مدیر را مشخص کنید.
- از همان شروع کار در سر اهداف رابطه مربیگری توافق کرده و آنها را کتبی کنید.
- اول از همه مانند یک همکار رفتار کنید و در وهله دوم بهعنوان یک متخصص. رویکرد دانای کل بودن و همهچیزدانی در مربیگری دلهرهآور بوده و موفقیتهای شما را محدود میسازد. با صدای گرم و باز با شاگرد تان صحبت کنید تا او هم به راحتی سوالهای سخت خود را بپرسد و ریسک کند. به همان اندازه که گوش میکنید حرف بزنید تا سوال سوالات و ایدههای شاگرد همیشه در کانون اصلی قرار داشته باشد.
- انتظارات واقعگرایانه تنظیم کنید. شما میتوانید دسترسی به منابع و افراد را برای شاگردتان فراهم کنید و در عین حال به او بگویید که قرار نیست از روابط خود با دیگران استفاده کنید. شاید یک مدیر ارشد باشید؛ اما به این معنا نیست که همه مشکلات او را برطرف میکنید. شما تا جایی که میتوانید رهیاری میکنید؛ اما کار اصلی را شاگرد انجام میدهد.
- بهعنوان بخشی از هدف مهلت زمانی تعیین کنید و روند پیشرفت خود را بهصورت دورهای ارزیابی کنید. هر رابطه مربیگری فازهای مختلفی دارد؛ از جمله پایان مربیگری رسمی. این پایان ضرورتاً بهمعنای پایان رابطه نیست؛ بلکه یک تغییر در چگونگی تعامل شما و تعداد دفعات آن محسوب میشود.
- فراموش نکنید که مربیگری یک فرآیند هدفمند است. باید یک رابطه سرگرمکننده داشته باشید؛ اما نباید از مسیر اصلی خارج شده و هدفتان را گم کنید.
- از شاگرد انتظار عملکرد بالا داشته باشید و یادگیری او را تسهیل کنید. تحقیقات نشان دادند که بیشتر مربیگریهای موفق بر پایه یادگیری متقابل، مشارکت فعالانه و تلاش برای ارتقای توانمندیهای رهبری شاگردان است.
- گوش بدهید، گوش بدهید و باز هم گوش بدهید. قبل از توصیه کردن و مشورت دادن به نگرانیها و دغدغههای شاگردتان گوش کنید. از همان ابتدا یک رابطه مبتنی بر اعتماد و گشادهذهنی بسازید.
- برای حمایت از شاگرد خود در برابر خطاهای حرفهای از رو حفاظت کنید و درعینحال فضا را باز بگذارید تا او را از تجربیات و اشتباهات خود یاد بگیرد. فراموش نکنید که یک رابطه مربیگری موفق رابطهای است که در آن شاگرد بالاخره پیشرفت کرده و دیگر نیازی به پشتیبانی شما نداشته باشد؛ پس دقت کنید شاگردتان بیش از حد به توصیه و راهنمایی شما وابسته نشود.
- درک کنید که اهداف شاگرد برای خود اوست و او ممکن است اهداف شغلی متفاوتی نسبت به آنچه شما انتخاب کردهاید، داشته باشد. نقش شما بهعنوان یک مربی هدایت کردن است. وظیفه شاگرد است که تصمیم بگیرد چه چیزی را در حرفۀ خود اعمال کند.
- بدانید که زنان و دیگر اقلیتها در سازمانها با موانع بیشتری برای پیشرفت مواجه هستند. اطلاعات و دانش خود را دراینباره گسترش دهید. اگر به مشکلی برخوردید از تنوع و گوناگونی درون شرکت استفاده کنید.
- درخواست منابع و پشتیبانی کنید. برای تحقق اهداف مربیگری در سازمان و اثر آن روی عملکرد کارکنان باید منابع و حمایت لازم را داشته باشید.
- به افراد دیگر در سازمان درباره پیشرفت زنان آموزش دهید. سراغ مدیران و افراد ارشد رفته و به آنها توصیه کنید که برای زنان فنی مدیران کارآمدی باشند. یک برنامه ((مربیگری معکوس)) راه بیندازید که در آن به رهبران سالمند درباره مسائل مختلف در خصوص پرسنل جوان و موضوعات گوناگون مانند نژاد و جنسیت آموزش دهید.
- به شاگردتان یاد بدهید چگونه خودش یک مربی شود؛ با مثال و با تشویق.
- همیشه اصل را بر رازداری و اعتمادسازی بگذارید و مراقب باشید به خاطر سازمان اصول حرفهای مربیگری را زیر پا نگذارید.
- همیشه به یاد داشته باشید که در یادگیری و رشد، پیشگام بودن یک مزیت حرفهای برای شما محسوب میشود.
نتیجهگیری
در این مقاله درباره ۱۷ اصل حرفه ای بیزینس کوچینگ صحبت کردیم که اصول بیزینس کوچینگ هستند. این مطالب از کتاب مربیگری برای بهبود عملکرد آقای جان ویتمور استخراج شده است. به گفته پیمان رحیمینژاد: «با پایبندی به این اصول همیشه میتوانید در مسیر موفقیت گام برداشته و بهعنوان یک مربی در این حوزه ماندگار شوید. فراموش نکنید که مربیگری، یک روند پویا و فعال کننده فکری و ساختاری در سازمان است که برای اجرا و عمل در اوج توانایی با افراد یا تیمها همکاری کرده تا آنها را زودتر با وضوح فزاینده به اهداف و خواسته هایشان برساند. » تهیهکننده محتوا: آقای برقعی