سیستم جامع کوچینگ تیمی با عملکرد بالا (HPTC) یک رویکرد منحصر به فرد و همهجانبه است برای همیاری اثربخشی یک تیم کاری. تیمکوچینگ مدلی سیستمی است که بر افزایش بازدهی تیم و نتیجه گیری متمرکز است. HPTC که مخفف High Performance Team Coaching است، مدل قدرتمندی بوده که از سال ۲۰۱۳ تاکنون رهبران و مدیران و بسیاری کارآمدی آن را تایید کردهاند.
مارشال گلد اسمیت میگوید:
رهبران بزرگ باید ظرفیتهای بالایی داشته باشند. آنها باید استراتژی، دانش شغلی، پدیده جهانیشدن و تأثیر فناوری بر کسب و کارشان را درک کنند.رهبران باید روی افراد تأثیر بگذارند، برای آنها الهامبخش باشند و آنها را به حرکت وادارند. برای بهبود رفتار رهبران در محیط کار باید آنها زیر نظر یک کوچ (مربی) باشند و فرآیند کوچینگ برای آنها انجام شود. Coaching کاری فنی یا فکری نیست؛ بلکه موقعیت و فرصتی است که خود مدیران باید بخواهند و بپذیرند و ایجاد کنند.
همیشه راههای سادهتر و سریعتری برای رسیدن به اهداف سازمان وجود دارد؛ اما اغلب از نظر مدیران پنهان است. اینکه چه فعالیتهایی بیشترین سود و منافع را برای سازمان ایجاد میکند و چگونه می توان عملکرد کارکنان را در یک تیم کاری به سمت موفقیت هدایت کرد، سوال بسیاری از مدیران و رهبران کسب و کار هاست.
در این مقاله سعی داریم با کوچینگ تیمی (بهعنوان عاملی که عملکرد تیم را بهبود میبخشد) و دستاوردهای آن کمی بیشتر آشنا شویم. قبل از آن پیشنهاد میکنیم مقاله کوچینگ چیست را مطالعه کنید تا با چیستی مربیگری یا کوچینگ بیشتر آشنا شوید.
راهنمای مطالعه مقاله
Toggleکوچینگ تیمی چیست؟
قبل از اینکه وارد بحث کوچینگ تیم شویم، باید تعریفمان را از تیم باهم هماهنگ کنیم. در کتاب خردمندی تیمها کاتزنباخ و اسمیت تیم را اینطور تعریف میکنند: «یک تیم از تعداد اندکی از افراد با مهارتهای مکمل تشکیل شده است که به یک رویکرد شاخصهای عملکرد و هدف مشترک متعهد بوده و هرکدام متقابلاً مسئولیتها را بر عهده گرفتهاند. حالا که با تعریف و مفهوم تیم آشنا شدیم، به سراغ کوچینگ تیمی میرویم.
کوچینگ تیمی (بهعنوان یکی از انواع کوچینگ) روشی است که مدیران و رهبران میتوانند با آن در کنار وظایف رسمی سازمانی، علایق شخصی کارکنان را هم در در نظر گرفته و با این کار باعث افزایش روحیه و انگیزه آنها شوند.

این روش کمک می کند همه اعضای یک تیم رشد فردی و رشد جمعی را باهم تجربه کنند و بهسوی تحقق اهداف سازمانی قدم بردارند. تفاوت کوچینگ تیمی و کوچینگ گروهی تفاوت کوچینگ تیمی و کوچینگ گروهی در تعریف تیم و گروه و اهداف هرکدام از آنها نهفته است؛ در گروه علاقهمندی مشترک بین اعضا وجود دارد؛ اما الزاماً هدف مشترک نیست. درصورتیکه اعضای یک تیم در مسیری مشترک برای حرکت به سمت اهداف تیم گام برمیدارند.
جلسات کوچینگ تیمی برای دست یافتن به یک منشور تیمی استفاده شده و به تیم کمک میکند تا عملکرد بهتر و سریعتری داشته باشد؛ اما در کوچینگ گروهی باتوجهبه اینکه افراد الزاماً هدف مشترکی ندارند، جلسات کوچینگ میتواند زمینه آموزشهای هماهنگ و خوبی را برای گروه فراهم کند.
همچنین کوچینگ گروهی در مشخص کردن نقش اعضای گروه و میزان بهرهمندی آنها از موضوع اصلی گروه موثر است. کوچینگ گروهی میتواند تفاهم گروهی را در ارتباط با موضوع تشکیل گروه را تقویت کند. این نکته را هم توجه کنیم که تفاوت میان تیم و گروه مطلق و سیاه و سفید نیست.
تفاوت کوچینگ تیمی و کوچینگ گروهی
تفاوت کوچینگ تیمی و کوچینگ گروهی در تعریف تیم و گروه و اهداف هرکدام از آنها نهفته است؛ در گروه علاقهمندی مشترک بین اعضا وجود دارد؛ اما الزاماً هدف مشترک نیست. درصورتیکه اعضای یک تیم در مسیری مشترک برای حرکت به سمت اهداف تیم گام برمیدارند.
جلسات کوچینگ تیمی برای دست یافتن به یک منشور تیمی استفاده شده و به تیم کمک میکند تا عملکرد بهتر و سریعتری داشته باشد؛ اما در کوچینگ گروهی باتوجهبه اینکه افراد الزاماً هدف مشترکی ندارند، جلسات کوچینگ میتواند زمینه آموزشهای هماهنگ و خوبی را برای گروه فراهم کند.

همچنین کوچینگ گروهی در مشخص کردن نقش اعضای گروه و میزان بهرهمندی آنها از موضوع اصلی گروه موثر است. کوچینگ گروهی میتواند تفاهم گروهی را در ارتباط با موضوع تشکیل گروه را تقویت کند. این نکته را هم توجه کنیم که تفاوت میان تیم و گروه مطلق و سیاه و سفید نیست.
آیا کوچینگ تیمی فقط برای سازمانها مفید است؟
کوچینگ تیمی نهفقط برای سازمانها که در تیمهای فوتبال، گروهها و تیمهای کاری نیز مفید است؛ البته تیمهایی که بهدنبال عملکردی عالی هستند. هرچند اگر بخواهیم مدلی از کوچینگ را نام ببریم که کاملا مناسب سازمانها باشند، کوچینگ سازمانی بهترین گزینه است.
دلایل استفاده از تیمکوچینگ
باتوجهبه پیچیدگیهای مدیریت کار تیمی و سازمانی هماهنگی اعضا با یکدیگر یکی از ضروریات است. اینکه همه اعضای تیم فهمی مشترک از اهداف سازمان داشته باشند، نقش بسیار حیاتی در تحقق اهداف سازمانی دارد.
در یک کار تیمی کشمکشهای فردی باعث افت بازدهی تیم میشود؛ اما یک کوچ منصف میتواند از خارج از تیم عملکرد کلی را بهبود بخشیده و روابط میانفردی را تلطیف کند و به حرکت سازمان شتاب دهد.
اهداف کوچینگ تیمی
در بخشهای قبلی با مفهوم تیمکوچینگ و دلایل استفاده از آن آشنا شدیم. در ادامه به بعضی از مهمترین اهداف کوچینگ تیمی اشاره میکنیم:

- امکان درک نقاط قوت اعضای تیم توسط مدیر؛
- ایجاد فضای تعاملی و همافزایی بین اعضا؛
- درک ارزشهایی که افراد برای تیم ایجاد می کنند توسط اعضای دیگر؛
- ایجاد فضای حمایتی از نقاط قوت همه اعضا؛
- تقویت هوش جمعی؛
- تقویت توانایی گروه؛
- آگاهی و تفاهم جمعی؛
مراجعان کوچ تیمی معمولا چه مسائلی دارند؟
در ادامه به سه مورد از مسائل پرتکرار مدیران و پاسخ کوچینگ به آنها اشاره میکنیم.
۱. نداشتنِ تفکر خلاق و انعطاف در تیم
جیم کلیفتون نویسنده کتاب بهبودی در کار در مورد اهمیت کوچینگ با عملکرد بالا در سایت گالوپ میگوید: «نسل فعلی توسعه را بیشتر از رضایت شغلی میطلبند (توسعه بهمعنی رشد فردی و کاری). آنها بحث و گفتوگوی مستمر دربارۀ نقاط قوت و توسعه را نسبت به بحث دربارۀ نقاط ضعف ترجیح میدهند؛ زیرا ضعفها شکاف ایجاد میکند و هیچ خاصیتی ندارد».
ایجاد فضایی که در آن همه افراد تیم بتوانند آزادانه نظرشان را مطرح کنند و همین به یک فهم جمعی برسند، از مزایای کوچینگ تیمی است.
۲. به روز نبودن نیروی انسانی
یکی از مهمترین چالشهای مدیران ناآشنایی نیروهای سازمان با مهارتهای جدید شغلیشان است. گاهی منابع انسانی کممهارت هستند و این موضوع علاوه بر ناکارآمدی تیم باعث ایجاد استرس و نگرانی برای نیروی شما میشود.
کوچینگ تیمی کمک میکند فرد با پیدا کردن نقش خود در تیم و با همراهی فردی در فضایی آرام به تقویت مهارتهایش بپردازد. تیم کوچینگ کمک می کند تا فرد افق و مسیری شفاف را پیش روی خودش ببیند. این امر باعث افزایش اعتماد به نفس نیروها هم خواهد شد.
۳. ترک کار توسط نیروها
نارضایتی شغلی مسئلهای است که کارمندان و مدیران با آن درگیر بوده و ممکن است باعث از دست دادن کارکنان شود. گاهی اوقات حتی درآمد کافی هم نمیتواند رضایت شغلی ایجاد کند؛ زیرا علاوه بر نیازهای مادی باید به نیازهای دیگر انسان مانند احساس هویت و شخصیت، احساس خودارزشمندی، محبت و… توجه شود.

کوچینگ تیمی با گفتوگوی فردی بین مدیر و کارمند بهعنوان نفر سوم میتواند باعث تقویت نگرش فرد نسبت به کار تیمی شده و انگیزه او را برای ادامه همکاری بالا نگه دارد؛ همچنین کمک میکند تا فرد احساس رشد و پیشرفت کند.
به نقل از یک نظرسنجی جهانی در سایت گالوپ تنها ۱۵درصد از کارمندانِ تماموقت در دنیا به کارشان متعهد هستند. این آمار نشاندهنده این است که ۸۵درصد از کارکنان رضایت شغلی ندارند. کوچینگ تیمی با ایجاد حس مثبت و کارآمدی در کارکنان و ایجاد زمینه گفتوگو بین اعضا باعث میشود مسائل آنها مطرح شده و با حل مسائل توسط خود اعضا یک رضایت شغلی پایدار فراهم شود.
فرایند کوچینگ تیمی
در ادامه مراحل کوچینگ تیمی را از کتاب کوچینگ تیمی کاترین کار و ژاکلین پیترز مرور میکنیم. در این کتاب فرآیند سیستم HPTC شامل تعریف و آغاز، نقطه میانی (بازنگری و همسوسازی) و پایان (باز ارزیابی و یکپارچهسازی) است که در ۶ فاز مطرح میشود.

۱. ارزیابی
برای اینکه بدانیم وضع موجود تیم چگونه است، ابتدا باید ارزیابی اولیه انجام بدهیم. باید ببینیم آیا تیم آمادگی لازم برای شروع کوچینگ تیمی را دارد یا خیر؟ در این مرحله عملکرد فعلی تیم باید بررسی شود. آنچه این تیم برای موفقیت در آینده به آن نیاز دارد، نیز باید مشخص باشد ارزیابی واقعگرایانه از بخشهای مختلف سازمان و مشخص بودن اهداف آن برای شروع بسیار مهم است.
بهترین حالت برای رسیدن به یک ارزیابی اولیه مصاحبه با اعضای تیم است؛ بهنحویکه مصاحبهها بهصورت فردی و محرمانه انجام شود تا افراد بتوانند با امنیت خاطر و آزادی صحبت کنند. در پایان فاز ارزیابی، کوچ تیمی و رهبر اطلاعات لازم برای توصیف قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدها و فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب را به دست میآورند.
۲. کوچینگ برای طراحی تیم
فاز بعدی طراحی تیم است. تعریف هدف تیمیِ مشخص، ایجاد ساختار مناسب و داشتن استعدادها و مهارتهای لازم برای دستیابی به هدف ازجمله موارد مهم برای طراحی تیم است.
۳. راه اندازی تیم
در این مرحله کوچ به اعضای تیم کمک می کند ویژگیهای تیمی را خلق و شناسایی کنند تا هدف و ابعاد عملکرد عالی برای تیم مشخص شود. مربی تیم توافقات کاری را مشخص و منشور تیم را آماده میکند؛ سپس کمک میکند تا همه اعضا به یک شناخت مشترک از آن برسند. توافقات کاری کمک میکند تعاملات در تیم بهینه شود.
در پایان بهتر است راهاندازی تیم در محل خارج از مکان سازمان انجام شود تا حس ایمنی و یکپارچگی را به اعضا منتقل کند. این حس امنیت درنهایت منجر به بهبود عملکرد اعضا پس از بازگشت به محل کار میشود.
۴. کوچینگ فردی
در مواردی که رهبر یا اعضای تیم نیاز به کمک بیشتری دارند، از کوچینگ توسعه توسعه فردی استفاده میشود. این کار کمک می کند رهبر در راهاندازی تیم شروع موفقی داشته باشد. در سیستم HPTC کوچینگ فردی میتواند توسط رهبر تیم یا اعضا یا یک کوچ از خارج از تیم انجام شود. هدف از این کار به چالش کشیدن اعضای تیم است با هدف تعامل کارآمد در تیم.
۵. کوچینگ تیمی پیوسته
این مرحله باعث تقویت توافقات و اقدامات تیمی میشود. اگر تا این مرحله کوچینگ را فردی خارجی انجام میداده است، ادامه کار را رهبر تیم میتواند برعهده بگیرد. با این کار رهبر مطمئن میشود که تغییر فردی بعد از راهاندازی تیم همچنان ادامه دارد. این پیوستگی به انسجام تیم کمک چشمگیری میکند.
۶. مروری بر یادگیری موفقیتها
بعد از هر پروژه تیمی مهم است که برای بازنگری موفقیتها و آموختهها کمی وقت بگذارید. این موضوع هدف فاز نهایی سیستم HPTC است؛ در این مرحله اعضای تیم در پایان چرخه حیات بهسمت تامل و تفکر درباره آنچه یاد گرفتهاند، سوق داده میشوند. نقش کوچ تیم در پایان این مرحله تسهیل یادگیری تیم و همچنین یکپارچهسازی مروری بر وظایف پروژه، معیارها یا حتی خاتمه رسمی تیم است. این مرحله اهمیت بسیاری داشته و غالباً نادیده گرفته شده یا توجه چندانی به آن نمیشود.
با اینکه این مرحله بهعنوان فاز نهایی در این سیستم معرفی شده است، مهم است رهبران و کوچها پشتیبانی از یادگیری تیمی را در همه مراحل توسعه و پیشرفت فراموش نکنند. بسیاری از کارشناسان کارایی تیمِ و کوچینگ تاکید دارند تیمها باید آگاهانه تصمیم گرفته و فرآیندی را اجرا کنند که یادگیری و پیشرفت دائم ایشان را ترغیب میکند.
نتیجهگیری
در این مقاله درباره کوچینگ تیمی صحبت کردیم. ازآنجاییکه مبنای تشکیل یک تیم رسیدن به هدفی مشترک است، تیمکوچینگ کمک میکند تا این هدف محقق شود.
اگر علاقهمند به مباحث کوچینگ هستید، حتما مقالات زیر را هم بخوانید:
نویسندگان: گروه تولید محتوای جریان
ویراستار: سرکار خانم ریحانه مهدوی