برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

برنامه ریزی استراتژیک چیست

قبل از اینکه بخواهیم به این بپردازیم که تعریف برنامه ریزی استراتژیک یا راهبردی چیست، لازم است در ابتدا بدانیم برنامه ریزی چیست؟ برنامه‌ریزی فرآیند تصویرسازی و مجسم‌کردن آیندۀ مطلوب در کنار انتخاب وسیله‌ها یا گام‌های لازم برای تحقق آن است. برنامه ریزی استراتژیک (strategic planning) درواقع انتخاب همان وسیله‌ها و گام‌ها برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت سازمان است.

برنامه ریزی استراتژیک می‌تواند ابزاری حیاتی برای کسب و کار شما باشد؛ زیرا اهداف قابل انداز‌گیری را در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهد؛ اهدافی که به تصمیم‌گیری روزانه سازمان کمک می‌کنند و جهت می‌دهند. برنامه ریزی از انجام بی‌هدف کارها یا کارهای بدون اولویت در سازمان جلوگیری می‌کند. کارفرمایان بدون داشتن چشم‌انداز روشنی برای آینده، ممکن است تصمیمات اشتباهی برای کسب و کارشان بگیرند و کارمندان درباره موقعیت‌شان در سازمان دچار سردرگمی می‌شوند.

این اهداف در جهت چشم‌انداز انتخابی سازمان هستند. چشم انداز سازمان درواقع آیندۀ آرمانی سازمان است که به‌واسطۀ آن اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت سازمان تعریف می شود؛ به‌عبارتی اهداف در برنامه ریزی استراتژیک می توانند کوتاه، میان و بلند مدت باشند. برنامه ریزی راهبردی مانند مسیریابی است که دائماً مسیر رسیدن به چشم انداز سازمان را رصد و کمک می‌کند سازمان از مسیر، منحرف نشده یا اگر منحرف شد، سریع به مسیر درست بازگردد.

اهداف سازمان باید ویژگی‌های هدف گذاری Smart را داشته باشند تا سازمان را به چشم انداز مطلوبش برسانند.

در این مقاله می‌خوانیم

تفاوت مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک

مدیریت استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک دو مفهوم کاملاٌ مجزا ولی مرتبط به هم هستد؛ به‌گونه‌ای که با مطالعه‌ در مکاتب مختلف مدیریت می‌بینیم مدیریت استراتژیک یک سر طیف و برنامه ریزی استراتژیک سر دیگر طیف است. با ما همراه باشید تا در ادامه تفاوت میان این دو را شرح دهیم.

برای اینکه مدیری حرفه‌ای شوید، پیشنهاد می‌کنیم در دوره mba مدیربان (دوره مدیریت ارشد کسب و کار) شرکت کنید.

تفاوت بین مدیریت استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک

مدیریت استراتژیک بر مبنای ترکیب استوار است و با بهره‌گیری از شهود و خلاقیت، تصویر و تجسمی کل‌نگرانه از سازمان ایجاد می‌کند. رویکرد مدیریت استراتژیک مدیریت سازمان توسط تغییر است.

برنامه ریزیِ استراتژیک بر مبنای تجزیه‌و‌تحلیل استوار بوده و با بهره‌گیری از تفصیل و بسط جزئیات، استراتژی‌های فعلی سازمان را به‌شکلی منطقی و نظام‌مند صورت‌بندی می‌کند. رویکرد برنامه ریزیِ استراتژیک تنظیم استراتژی‌هایی برای روبه‌رویی با تغییرات است؛ به این معنی که خودش در ابتدا به ساکن تولیدکنندۀ تغییر نیست؛ بلکه بر مبنای تغییرات بیرونی و درونی استراتژی تعیین می‌کند.

مقاله پیشنهادی ما برای مطالعه: تغییر در کسب و کار را چطور می‌بینید؟

ضرورت تدوین و اجرای برنامه ریزی استراتژیک در شرکت

همۀ ما می‌دانیم در قرنی زندگی می‌کنیم که سرعت تغییرات بسیار بیشتر از گذشته است و سازمانی که هم آهنگ با تغییرات نباشد، با محیطی پرتنش مواجه خواهد شد. یکی از راه‌های مدیریت مواجهه با تغییرات و مدیریت بحران داشتنِ برنامه ریزی است.

ضرورت تدوین برنامه ریزی استراتژیک در سازمان
پیاده‌سازی برنامه ریزی استراتژیک در سازمان باعث استقرار فرهنگ سازمانی می‌شود.

اهمیت و ضرورت برنامه ریزی استراتژیک سازمان به این دلیل است که کمک می‌کند تکلیف بسیاری از امور مشخص شده و به‌تدریج شاهد اصلاح فرهنگ سازمانی و مستقرشدن فرهنگی درست در کل سازمان باشیم. داشتن برنامه جزو ضروریات یک سازمان محسوب شده و می‌تواند از یکسری مسائل جلوگیری کند؛ ازجمله:

·         موازی‌کاری؛

·         دوباره‌کاری؛

·         اتلاف وقت؛

·        .تداخل امور

·          اسقاط تکلیف؛ به‌معنی از زیر بار مسئولیت شانه خالی و وظیفه خود را به دیگران محول کردن؛

اهداف برنامه ریزی استراتژیک (بررسی تاثیر strategic planning بر عملکرد سازمان)

به‌طورکلی هدف برنامه ریزی استراتژیک یکپارچه‌سازی تلاش‌های سازمان با هدف دستیابی هرچه سریع‌تر، دقیق‌تر و کم‌هزینه‌تر به اهداف سازمانی است.

بررسی تاثیر برنامه ریزی استراتژیک در عملکرد سازمان
هدف از برنامه ریزی استراتژیک یکپارچه کردن تلاش‌های سازمان به‌منظور تحقق هرچه سریع‌تر اهداف سازمانی است.

برنامه ریزی استراتژیک اهداف زیر را در سازمان دنبال می‌کند و تأثیرات زیر را در عملکرد سازمان می‌گذارد:

  1. تغییر محیط درونی سازمان؛

  2. تعیین مسیر حرکت برای سازمان؛

  3. کاهش تاثیر منفی تغییرات ناخواسته روی شرکت؛

  4. افزایش کارایی و اثربخشی در سیستم؛

  5. کاهش ضایعات و کارهای غیرضروری در سازمان؛

  6. تدوین استانداردهایی برای تسهیل کنترل فرایند سیستم؛

اگر مدیر هستید، پیشنهاد می کنیم حتما مقاله اصول مدیریت کسب و کار را بخوانید.

ورودی‌ها و خروجی‌ها و فعالیت‌های انجام‌شده در برنامه‌ریزی استراتژیک

اولین قدم در برنامه ریزی استراتژیک جمع‌آوری داده‌هایی از سازمان است. این داده‌ها که درواقع ورودی‌ هستند، عبارت‌اند از:

  • چشم انداز سازمان؛

  • رسالت شرکت؛

  • نقاط قوت داخل سازمان؛

  • نقاط ضعف درونی سازمان؛

  • تهدید‌های موجود در محیط بیرونی کسب و کار؛

  • فرصت‌های موجود در محیط خارجی کسب و کار.

به طور کلی فعالیت‌های انجام‌شده در برنامه‌ریزی استراتژیک را می‌توانیم به‌صورت موارد کلی زیر فهرست کنیم:

  • گرداوری اطلاعات مختلف مربوط به سازمان (همان ورودی‌های برنامه ریزی استراتژیک) با هدف ارزیابی و رصد ابعاد مختلف سازمان؛

  • پردازش اطلاعات ورودی مرحله قبل به کمک ابزارهای ترسیم موقعیت و تصویر شفاف سازمان؛

  • گرفتن تصمیمات درست و انتخاب استراتژی‌های مناسب به کمک تصویر به‌دست‌آمده از سازمان (خروجی برنامه ریزی راهبردی).

خروجی برنامه ریزی استراتژیک برنامه استراتژیک است؛ این برنامه سندی مدون و قابل اجراست که توسط برنامه‌ریزان به سازمان تحویل داده می‌شود. حجم این سند به بزرگی و پیچیدگی کسب و کار بستگی دارد و می تواند در حد چند برگ تا کتابی قطور باشد.

اجزای برنامه ریزی استراتژیک

۵ عنصر مهم یک برنامه راهبردی عبارت‌اند از:

  1. بیانیه چشم انداز، ماموریت و رسالت؛ 

  2. ارزش‌های اصلی سازمان (اعتقادات و رفتارهای سازمان)؛

  3. نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای سازمان؛

  4. اهداف، استراتژی‌ها، رویکرد و تاکتیک‌های عملیاتی سازمان؛

  5. جریانات اندازه گیری و بودجۀ سازمان.

بیانیه چشم انداز در برنامه ریزی استراتژیک سندی است که آیندۀ سازمان را باز کرده، ویژگی‌ها و ابعاد آن را به تصویر می‌کشد و تمرکز آن بر آرزوها و مقاصد سازمان است.

ماموریت در برنامه ریزی استراتژیک تفاوت و تمایز سازمان نسبت به رقبا را بیان می‌کند.

 رسالت سازمان ماهیت وجودی آن و دلیلی است که سازمان به‌خاطر آن به وجود آمده است.

گام های برنامه ریزی استراتژیک

مراحل (فرایند) برنامه ریزی استراتژیک

برنامه ریزی استراتژیک شرکت فرآیندی گام به گام است و با طی‌کردن گامهای زیر سعی در تحقق اهداف سازمان دارد:

  1. برنامه ریزی برای برنامه ریزی راهبردی؛

  2. تحلیل وضع موجود سازمان (در چه نقطه‌ای قرار داریم؟)؛

  3. تبیین رسالت، دورنما و ارزش‌های سازمان؛

  4. شناسایی مشکلات استراتژیک شرکت؛

  5. تعیین اهداف و مقاصد سازمان؛

  6. تدوین استراتژی‌های سازمان؛

  7. انتخاب شاخص‌های سنجش و پایش عملکرد سازمان؛

  8. پایش، ارزیابی و برنامه ریزی عملیاتی.

مراحل برنامه ریزی استراتژیک

بررسی معایب برنامه ریزی استراتژیک و موانع استفاده از آن

با وجود اینکه سازمان های بزرگ و مطرحی در دنیا از برنامه ریزی راهبردی استفاده کرده‌اند و می‌کنند، نمی‌توان از معایب آن چشم پوشید. در نقد برنامه ریزی استراتژیک می‌توان به معایب زیر اشاره کرد:

  • زمان‌بر و طولانی بودن؛

  • حضور مستمر برنامه‌ریز در سازمان و تحمیل شدن برنامه تدوین شده به اعضای سازمان؛

  • هزینه‌بربودن نسبت به ابتدای طرح و خروجی ابتدایی مدنظر؛

  • گران‌قیمت بودن به‌دلیل انجام آن توسط برنامه‌ریزان و مشاوران بیرونی؛

  • مقاومت افراد سازمان برای اجرای آن؛ زیرا برنامه پیشنهادی از بیرون سازمان آمده و طراحی شده است؛ به‌عبارتی کارکنان سازمان در طراحی آن نقشی نداشته‌اند؛

  • حرکت بر مبنای پیش بینی آینده و آینده نگری (ممکن است خطایی در پیش بینیِ صورت‌گرفته رخ دهد و موقعیت سازمان به خطر بیفتد)؛

  • داشتنِ نگاه طولی به بخش‌های مختلف سازمان؛

  • جدید و به‌روز نبودنِ این مدل از برنامه ریزی؛

تحقیقات انجام‌شده توسط OnStrategy نشان می‌دهد که ۸۶٪ از تیم‌های اجرایی در هر ماه کمتر از یک ساعت به بحث دربارۀ استراتژی می‌پردازند و ۹۵٪ از نیروی کار معمولی استراتژی سازمان خود را نمی‌فهمند. (https://www.lucidchart.com/blog/5-steps-of-the-strategic-planning-process)

باتوجه‌به معایب برنامه ریزی استراتژیک پیشنهاد می‌کنیم از مدل دیگری از برنامه ریزی به نام برنامه‌ریزی تعاملی استفاده کنید. این مدل مزایای بسیاری نسبت به برنامه‌ریزی راهبردی دارد و درعین‌حال عاری از معایب آن است.

به‌زودی مقاله‌ای درباره برنامه ریزی تعاملی منتشر خواهیم کرد.

اگر می‌خواهید کسب و کارتان را متحول کنید، به صفحه خدمت برنامه ریزی تعاملی مدیربان نگاهی بیندازید.

‌مزایای برنامه ریزی استراتژیک

در این بخش به بعضی از مزایای این مدل از برنامه ریزی اشاره کرده‌ایم:

  1. توانایی سازمان را در انعطاف‌پذیریِ متناسب با تغییرات احتمالی اینده افزایش می‌دهد؛

  2. به تبلور و شکل‌گیری اهدافِ تعیین‌شده و حرکت کلی سازمان به‌سوی آن‌ها کمک می‌کند؛

  3. مرتبط‌بودن و هماهنگی بین تصمیمات سازمانی مختلف را تضمین می‌کند، به تصمیم گیری ها نظام داده و باعث جلوگیری از تصمیمات جزیره‌ای می‌شود؛

  4. به سازمان کمک می‌کند تا در صنعت خودش به مزیت رقابتی دست پیدا کند؛

  5. فشارهای غیرضروری ناشی از تغییرات ناگهانی را کاهش می‌دهد؛

  6. میزان اشتباهات و ازقلم‌افتادن امور را کاهش می‌دهد؛

  7. کنترل کارها و وظایف را آسان می‌کند؛ زیرا استانداردی برای بررسی در اختیار قرار می‌دهد؛

  8. یکسری استانداردها را برای سازمان مشخص می‌کند؛

  9. تشخصیص مشکلات پیش رو را آسان‌تر می‌کند و آمادگی برای واکنش مناسب و پیشامدهای احتمالی را افزایش می‌دهد؛

  10. استفاده کارامدتر از منابع (منابع مالی، منابع انسانی و…) را ممکن می‌کند؛

  11. باعث شناخت موقعیت سازمان در صنعت و حفظ آن می‌شود؛

  12. سازمان را قادر می‌کند که خط مشی مدیریت را دنبال کند؛

  13. اثربخشی مدیر را افزایش می‌دهد؛ زیرا باعث می‌شود مدیر خیلی درگیر جزئیات نشود؛

  14. فعالیت‌های هم‌پوشان و موازی و کم‌بازده را کنترل می‌کند؛

  15. توجهات را روی اهداف سازمان متمرکز می‌کند؛

  16. تمایل به تیم‌سازی را رشد می‌دهد.‌

پیشنهاد ویژه ما: دانلود رایگان pdf کتاب مدیریت بر مدیریت ناپذیر.

از چه ابزارهایی در برنامه ریزی استراتژیک استفاده می شود؟

همان طور که در بخش فعالیت‌های انجام شده در برنامه ریزی شرح دادیم، ورودی‌های برنامه ریزی استراتژیک به‌وسیلۀ ابزارهایی پردازش می‌شوند تا تصویری شفاف از موقعیت سازمان به دست آید. در این بخش از مقاله تصمیم داریم به تعدادی از این ابزارها اشاره کنیم و هریک را به‌طور مختصر معرفی کنیم.

تحلیل SWOT

در برنامه ریزی استراتژیک بر اساس مدل swot به تحلیل قوت‌ها (Strengths)، ضعف‌ها (Weaknesses)، فرصت‌ها(Opportunities ) و تهدیدهای (Threats ) سازمان می‌پردازیم.

هدف از تحلیل سوات تحلیل محیط بیرونی و درونی کسب و کار است. روش swot در برنامه ریزی استراتژیک به تحلیل فرصت و تهدیدهای موجود در محیط بیرونی شرکت و همچنین نقاط قوت و ضعف در محیط داخلی سازمان می‌پردازد. با قرار گرفتن این چهار فاکتور در هر قسمت از این ماتریس استراتژی‌های لازم اتخاذ می‌شود.

تحلیل EFE

ا‌ین ماتر‌یس ابزار‌ی‌ست که به استراتژ‌یست‌ها اجازه داده تا عوامل محیطی، اقتصاد‌ی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، حقوقی، تکنولوژی، وضعیت بازار و رقابت را در مقطع زمانی مدنظر ارزیابی کنند.

مقاله پیشنهادی ما برای مطالعه: تحقیقات بازار چیست؟

تحلیل IFE

ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (Internal Factor Evaluation) یکی از ابزارهای بررسی و تحلیل محیط داخلی سازمان است که عمدتاٌ برای شناسایی ضعف یا قوت کلی سازمان به کار می‌رود.

تحلیل CPM

به‌معنای مسیر بحرانی است که در کنترل پروژه به کار می‌رود. تحلیل CPM مسیری از فعالیت‌های پروژه است که دقیقاً بایستی مطابق برنامه زمانی پیش‌بینی‌شده اجرا شود. تأخیر در اجرای هرکدام از این فعالیت‌ها مجاز نیست و در صورت تخلف مدت اجرای پروژه به همان میزان اضافه خواهد شد.

مدل پورتر در برنامه ریزی استراتژیک

۵ نیروی رقابتی پورتر یکی دیگر از ابزارهایی است که در برنامه ریزی استراتژیک استفاده می‌شود. مایکل پورتر در مدل تحلیل «۵ نیروی رقابتی پورتر» از پنج منظر یک کسب‌وکار را بررسی می‌کند. این ۵ مؤلفه عبارت‌اند از: قدرت خریداران، قدرت تأمین‌کنندگان، رقبای موجود، محصولات جایگزین و رقبای تازه‌نفس.

تحلیل SPACE

تحلیل SPACE باعث می‌شود تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و شناسایی استراتژی‌ها آسان شود؛ زیرا این ابزار تکنیکی جهت ارزیابی میزان دانش و ادراکات در یک برنامه استراتژی خاص بوده و همچنین ابزار توسعه و بازبینی استراتژی شرکت است.

محیط بیرون و داخل سازمان‌ها نقش عمده‌ای در این تحلیل دارند. بخش‌های مختلف ماتریس SPACE عبارت‌اند از که هر بخش با موارد بیان شده قابل سنجش می باشد:

قسمت بالای محور Y: قوت مالی (FS)؛

قسمت پایین محور Y: ثبات محیطی (ES)؛

قسمت چپ محور X: مزیت رقابتی

قسمت راست محور X: جذابیت صنعت (IA)

سازمان باتوجه‌به اینکه در کدام بخش ماتریس قرار می‌گیرد، می‌تواند رویکردی تهاجمی، محافظه‌کارانه، رقابتی یا تدافعی انتخاب کند. تحلیل SPACE  می‌تواند به ایده‌های خلاقانه و با استراتژی مناسب شرکت منجر شود.

تحلیل گروه مشاوران بوستون (BCG)

ماتریس گروه مشاوران بوستون (boston consulting group) یکی از ابزارهای معروف برای برنامه ریزی استراتژیک بوده و شامل ۴ بخش است. هریک از این بخش‌ها معنا و مفهوم خاص خودشان را دارند که بیانگر وضعیت محصول در بازار است:

  1. گاو شیرده: سهم بازار بالا، رشد کم بازار؛

  2. سگ: سهم بازار پایین، رشد کم بازار؛

  3. علامت سوال: سهم بازار پایین، رشد بالای بازار؛

  4. ستاره: سهم بازار بالا، رشد بازار بالا؛

باتوجه‌به اینکه محصول در کدام‌یک از این قسمت‌ها قرار می‌گیرد، تصمیمات و راهکارهای خاصی انتخاب می‌شود.

تحلیل GSM

در ماتریس GSM تحلیل جایگاه سازمان بر پایۀ ۲ معیار «موضع رقابتی» و «رشد بازار» صورت می‌گیرد. باتوجه‌به اینکه سازمان در کدام ناحیه از این جدول قرار گرفته است، ۴ استراتژی زیر  پیشنهاد می‌شود:

  • تهاجمی؛

  • محافظه‌کارانه؛

  • رقابتی؛

  • تدافعی.

تحلیل QSPM

ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM) یکی از تکنیک‌هایی است که در جهت انتخاب و ارزیابی استراتژی‌های موجود استفاده می‌شود؛ به این معنا که میزان پیاده‌سازی استراتژی‌ها بررسی و در انتها اولویت‌بندی می‌شوند

معرفی چند کتاب در حوزه برنامه ریزی استراتژیک

در این بخش چند کتاب در حوزه برنامه ریزی استراتژیک به شما مدیران عزیز معرفی می‌کنیم. مطالعه این کتاب‌ها قطعا به شما برای درک این مدل از برنامه ریزی کمک خواهد کرد:

نویسندگان: جناب آقای دکتر مهدی جعفری و جناب آقای امیرمسعود ایزدپناه

ویراستار: سرکار خانم ریحانه مهدوی

  1. کلهر :

    سلام
    تشکر از مطلب مفید
    اما چن نکته:
    با توجه به اینک مطلب جامع است ولی کمی طولانی مطلب
    همچنین با توجه به اینک نزدیک ۱۶ مورد مزیت برای برنامه ریزی استراتژیک بیان کردین چطور در جایی دیگر گفتین که این مدل نسبت به مدلی دیگر به نام تعاملی ضعف دارد
    ممنون میشم در این مورد توضیح بدین

    • مدیر سایت :

      سلام و احترام
      خیلی ممنون از بازخورد شما. در این مقاله سعی کردیم به ابعاد مختلف برنامه ریزی استراتژیک بپردازیم و همین موضوع باعث طولانی شدن و حجم زیاد مطلب شد.
      برنامه ریزی تعاملی علاوه بر اینکه معایب برنامه ریزی استراتژیک رو نداره، تمام مزایای اون رو داراست؛ به همین دلیل نسبت به استراتژیک مدل قوی تری هست.

    • مدیر سایت :

      سلام و عرض ادب
      راهبرد (استراتژی) تفاوت هایی با راهکار (تاکتیک) داره. هر دوی این ها قراره ما رو به اهداف سازمان برسونن. با این تفاوت که راهبرد نگاهی درازمدت ترو عمیق تر داره؛ اما راهکار گام های کوچک تر در مسیر رسیدن به اهداف سازمان محسوب می شه. درواقع ما در استراتژی از تاکتیک های مختلف استفاده کنیم؛ بنابراین باید راهکار و راهبرد هم سو باشند؛ هرچند ممکنه چنین اتفاقی نیفته و شما گاهی مجبور باشید تاکتیک هایی رو انتخاب کنید که هم سو با استراتژی شما نباشه. به قول آقای شعبانعلی در سایت متمم: “اگر رسیدن به قله را استراتژی خود بدانید، هر گام یک تاکتیک محسوب می‌شود.”

    • مدیر سایت :

      سلام و احترام
      رسالت سازمان ماهیت وجودی آن و دلیل به وجود آمدن یک سازمان است (این بیت کاملا مفهوم رسالت رو برای شما باز می کنه: از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود). مثلا یک سازمان شاید رسالت خودش رو در کمک به کسب و کارها ببینه (با هدف درآمدزایی و سودآوری اون‌ها و به‌دنبال اون ریشه کن شدن فقر از سطح جامعه). چشم انداز سازمان آیندۀ ایدئال و آرمانی سازمان هست؛ بنابراین وقتی سازمان چشم اندازی رو برای خودش تعیین می کنه، بر مبنای رسالتی هست که برای خودش در نظر گرفته است؛ اما جنس رسالت با ماموریت تفاوت داره و ماموریت سازمان تفاوت سازمان نسبت به رفیبانش هست؛ درواقع جنس ماموریت بیشتر کسب و کاری است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *